بهزاد جعفری
بهزاد جعفری

بهزاد جعفری

چه باید کرد؟

دیکتاتوری‌ها عاشق جنگند این قابل فهم است، عوام هم از حملۀ نیروی خارجی استقبال می کند تا بلکه از شر دیکتاتورها و دیکتاتوریهایشان رها شوند، اما اینکه روشنفکران و اندیشمندان در این دو پدیده گیر کنند، این تأسف انگیز است، من به شخصه این مقاومت حکومت مستولی بر ایران در برابر اسرائیل را مشروع می دانم و موافق آن هستم، نمی خواهم یکصد سال بعد کسانی که تاریخ ما را می خوانند همان حسی را درک کنند که من از خواندن تاریخ مربوط به اشغال ایران در دههٔ بیست و یا یک فرانسوی در زمان اشغال کشورش در برابر آلمان نازی حس کردیم را حس کنند، اگر ما امروز به شاه سلطان حسین صفوی می خندیم و برای وطن گریه می کنیم، فردا به ما خواهند خندید و برای وطن خواهند گریست، حتماً که این روزها اگرچه به دلیل حکومت تئوکرات و ایدئولوگ کم عقل، ما به چالش افتاده ایم اما مسألهٔ ما ایران و آیندهٔ ایران است و اگرچه دیوانگانی سنگهای پیشرفت و توسعهٔ کشورمان را به اعماق چاه ژرف نادانی و ناکارآمدی انداخته اند، اما ما موظفیم با حوصله و فرهیختگی کامل نقش تاریخی خودمان را برای میهنمان به درستی به سرانجام مطلوب برسانیم، هیچ نیروی اپوزیسیون خارجی و یا ایرانی خارج نشین اصولاً و عموماً دل در گرو اینکار ندارد و اگر داشته باشد هم ابزار ابتدائیش که همان بودن در این اتمسفر است را ندارد، پس در این بزنگاه تاریخی باید در کنار وحدت برای میهن در برابر خصم مشترک قرار بگیریم و البته فصل مشترکی جزء میهن با دیکتاتور و اعوان و انصارش نداریم و بعد از این گذرگاه ما هستیم و مسیر سخت تغییر کشور به راه صلاحی که جهان مدرن از آن عبور کرد که مردمانش به یک زندگی آرام همراه با رفاه رسیده اند.

خیام_مولوی_حافظ در چند جمله!

خیام عالم کامل است با دیدگاه صحیح یک دانشمند، مولوی عالم دین اما پاک دست است، صلاح مردمان و خود را در یک ظرف می بیند و حافظ در شروع نو اندیش دینی و رفورمیست است که در آخر حیران خیام و به سمت و سوی او متمایل می شود.